هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

159

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

[ يلدر ] فى الجمله ، بعد از سوار شدن به « گارت » ، به اندك فاصله [ اى ] رسيديم به « استانسيا » ى اول ، موسوم به « يلدر » كه در نزديكى ده « كنده‌سر » واقع است . مباشر « استانسيا » بعد از ملاحظهء « پادروژنا » ، بدون تأمل اسب‌ها را عوض كرده ، رو به راه نهاديم . « پادروژنا » به معنى « سفارش‌نامه » است كه سه درجه دارد : يكى ، به مرتبه‌اى است كه بر پست « دولتى » تقدم دارد . دويّم ، از پست مؤخر و از ديگران مقدّم [ است ] . سيّم ، فقط براى آن است كه دربارهء دارندهء آن گمان احترام را معمول دارند . راه از « ايروان » رفته‌رفته سربالا است ، [ و ] در همه‌جا تند مىرانديم تا رسيديم به استانسياى دويّمى ، مسمّى به « دامجلى » . [ دامجلى ] اين پست‌خانه در آبادى واقع است . آب خوب و گوارائى داشت . باوجود آن‌كه در ميان حوض چوبين بود ، خنك‌تر از برف آب بود . و در اين مدّت سفر به لذّت آن آب در هيچ‌جائى ديده نشد . عمارات اين سمت‌ها ، غير از خان [ ه ] هاى چوبى ، چيزى ديگر نيست . « مسلمان » در اين ديار كمتر است و نادر يافت مىشود كه به زبان « تركى » تكلّم نمايند . بعد از سوارى از اين منزل ، در همه‌جا ، ميان زراعت و سبزه‌زارها سير مىنموديم . الحق چه جاهاى باصفائى بود كه چشم از تماشا سير نمىشد ؛ [ به ] خصوص كه درختان گوناگون و گل‌هاى بوقلمون ، « 1 » كوه و بيابان را فراگرفته ، به « خضرت » و « نضرت » ، فرح‌بخش ارواح مىشد . [ اخده ] بعد از مدتى به استانسياى سيّمى كه « اخده » است ، رسيديم . چون خالى از آبادانى بود ، توقف ننموده ، گذشتيم .

--> ( 1 ) . رنگارنگ ، گونه‌گون .